X
تبلیغات
... رهنمای حقیقی - نیکی به پدر و مادر

... رهنمای حقیقی

نیکی به پدر و مادر

مقدمه:

گرچه عواطف انسانی و مساله حق شناسی به تنهائی برای رعایت احترام در برابر والدین کافی است، ولی از آنجا که اسلام حتی در مسائلی که عقل در آن استقلال کامل دارد، و هم عاطفه آنرا به وضوح در میابد، سکوت روا نمیدارد. بلکه به عنوان تاکید در این گونه مواردهم دستورات لازم را صادر می کند. در مورد احترام والدین آنقدر تاکید کرده است که در کمتر مساله دیده می شود.

به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره میکنیم:

الف) در چهار سوره از قرآن مجید نیکی به والدین بلافاصله بعد از مساله توحید قرار گرفته است، این هم ردیف بودن دو مساله بیانگر این است که اسلام تا چه حد برای والدین احترام قائل است.

در سوره بقره آیه 83 می خوانیم(لا تعبدون الاالله و باالوالدین احسانا)

در سوره نسا آیه 36 می خوانیم(وعبدواالله ولا تشرکوا به شیئا و باالولدین احسانا)

در سوره انعام آیه 151 می خوانیم(الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا)

در سوره اسراء آیه 23 می خوانیم(وقضی ربک ان لا تعبدوا الا ایاه و بالوالدین احسانا)

ب) اهمیت این موضوع تا آن پایه است که هم قرآن و هم روایات صریحا توصیه میکنند که حتی به والدین اگر چه کافر باشند رعایت احترامشان لازم است(سوره لقمان آیه 15 )

ج) شکرگذاری در برابر والدین در قرآن مجید در برابر در ردیف شکرگذاری بر نعمتهای خدا قرار داده است، این دلیل بر عمق و وسعت حقوق والدین است( سوره لقمان آیه 14 )

در قرآن حتی کمتر بی احترامی را بر والدین که(اف) است، اجازه نداده است(احقاف آیه 17)

امام صادق(ع) می فرماید: اگر چیزی کمتر از(اف) وجود داشت خدا از آن نهی میکرد(همانطور که گفتیم(اف) کمترین اظهار ناراحتی است) و این حداقل مخالفت و ناراحتی و بی احترامی نسبت به والدین است، از این جمله نظر تند و غضب آلود به والدین کردن وی باشد.

جوانی نزد پیامبر(ص) آمد و گفت: می خواهم جهاد بروم ولی مادرم ناراحت است. پیامبر(ص) فرمود:

برگرد و با مادر خویش باش، قسم به آن خدائی که من را به حق مبعوث کرد ساخته است یک شب مادر با تو مانوس گردد از یک سال جهاد در راه خدا بهتر است.

و نیز پیامبر(ص) فرموده است: بترسید از این که عاق و مغضوب والدین بشوید، زیرا بوی بهشت از پانصد سال راه به مشام می رسد، ولی هیچگاه به کسانی که در مورد خشم والدین هستند بوی بهشت بر مشامشان نخواهد رسید.

این تعبیر اشاره لطیفی به این موضوع است که چنین اشخاص نه تنها در بهشت گام نمیگذارند بلکی در فاصله زیادی از آن قرار می گیرند، و حتی نمیتوانند به آن نزدیک شوند.و نیز حدیثی است که مردی مشغول طواف بود و مادرش را بر دوش خویش گرفته طواف می داد پیامبر(ص) در همان حال مشاهده کرد و عرض کرد: آیا حق مادرم را با این کار انجام دادم؟ پیامبر(ص) فرمود: نه حتی جبران یکی از ناله های او را(به هنگام وضع حمل)نمی کند.

امام کاظم(ع) می فرماید: شخصی نزد پیامبر(ص) آمد و از حق والدین سوال کرد، پیامبر(ص) فرمود: باید ایشان را با نام صدا نزد(بلکه بگوید پدر یا مادر)، و جلوتر از او را نرود، قبل از او ننشیند و کاری نکند که مردم به والدینش بدگوئی کنند.

با صراحت باید گفت: نیکی به والدین سعادت دنیا و آخرت است(چه در اسلام و چه در غیر اسلام از نظر منطق هم) چرا که آنها حق حیات بر انسان دارند.

نیکی به والدین از دیدگاه قرآن:

والدین درخت سبز نظام خلقت می باشند که فرزندان میوه های شاداب آن می باشند و زمین پربرکتی هستند که مهد پرمهر آنان، زمینه ساز پرورش نسل آدمیان می باشد. به همین دلیل آغوش گرم آنان بستر مناسبی برای شکوفایی استعداد فرزندان می باشد و به همین دلیل در قرآن مجید اهمیت نیکی به والدین تا آنجا است که پس از توحید پروردگار عالم ذکر شده است و یکی از مهمترین سفارشات خداوند متعال است و شکر گزاری به والدین در کنار شکر گزاری خداوند یاد شده است چنانچه میفرماید: برای من و برای پدر و مادرت شکر بجا آور که بازگشت همه شما به سوی من است(لفمان 14) و همچنین در آیه بعد چنین می فرماید: و پروردگارت فرمان داد، جز او را نپرستید و به پدر و مادر نیکی کنید(احقاف 14).

بنابراین احسان و نیکی به پدر و مادر از جمله خصوصیات رفتار نیکسرتان است، و آشنایی با مقام  و کرامت پدر و مادر و فراگیری چگونگی احسان به آنان نشاندهنده کرامت و بزرگواری انسان و وسیله دستیابی به موفقیت و سعادت در دنیا و آخرت است.

1چگونگی نیکی به پدر و مادر:

لزوم نیکی به پدر و مادر در نهاد آدمیان نهفته است، و احسان به پدر و مادر پاسخی هرچند ناچیز در برابر زحمت طاقت فرسای پدر و مادر از زمان قبل از تولد تا هنگام رشد و بلوغ و پس از آن است.

الان به چگونگی نیکی به والدین را می پردازیم که داشتن رفتار شایسته با دیگران، نشانه کرامت و آداب آدمی است، اما در مورد پدر و مادر، دارای اهمیت و یژه می باشد و باید با مهربانی و دلسوزی انجام پزیرد به گونه ای که نگاه ما به چشمان آن چشمی پر از رحمت و محبت باشد، سخن ما با آنان با زبان سرشار از لطافت و آداب و رفتار ما با آنان سراسر خضوع و تواضع باشد. خداوند در این باره چنین میفرماید: و بالهای تواضع خویش را از محبت و لطف در برابر آنان فرود آر(اسراء 24).

حتی اگر پدر و مادر مشرک باشند، وظیفه فرزند بردباری و رفتار پسندیده با آنان می باشد، چنانچه خداون تعالی فرموده است: و هرگاه آن دو(تلاش کردند که توبر اساس) آنچه آگاهی به آن نداری به من شرک بورزی از ایشان اطاعت مکن ولی با آن دو(پدر و مادر) به شایستگی رفتار کن(لقمان 15).

از سوی دیگر در هنگام پیری نیاز پدر و مادر به فرزندان بیشتر است و درخواستها و انتظارات فراوانی دارند به همین علت خداوند متعال سفارش ویژه ای در باره این دوران کرده است و فرزندان را از کمترین اظهار ناراحتی و خشم و تندی برحذر داشته است، چنانچه می فرماید: هرگاه یکی از آن دو یا هردوی آنها، نزد تو به سن پیری رسیدند، کمترین اهانتی به آنها روا مدار و بر آنها فریاد مزن و گفتار لطیف و بزرگوارانه به آنها بگو(اسراء 23).

2 احسان و انفاق:

در مورد چگونگی احسان و انفاق به والدین، دو نکته قابل توجه است. نخست اینکه فرزندان، قبل از درخواست والدین ، نیازهای آنان را براورده کنند تا احترام آنان به طور کامل حفظ شود.

دوم آنکه همانگونه که والدین در آغوش خود فرزندان را پرورش دادند و به طور مستقیم عهده دار تربیت، رشد و نظافت کودکان بودند، فرزندان نیز شایسته است از نزدیک و به دست خود، عهده دار احسان و انفاق والدین باشند(نمونه ج12 ص84).

 چنانکه خداوند با تعبیر گویا و بدون قید و شرط میفرماید: و به پدر و مادر نیکی کنید(اسراء23)، که چنین رفتار پسندیده ای برکات فراوانی در دنیا و آخرت برای فرزندان خواهد داشت، و به ویژه هنگامی که فرزند به قدرت رسیده باشد. در قران در مورد استقبال حضرت یوسف(ع) از پدر و مادر خویش آمده است: و هنگامی که به یوسف وارد شدند، او پدر و مادر خود را در آغوش گرفت و گفت: همگی داخل مصر شوید که انشاءالله در امن و امان خواهید بود، و پدر و مادر خویش را به تخت نشاند(یوسف 99\100).

2 دعا برای پدر و مادر:

دعا نقطه رازگویی و نیازخواهی آدمی با خدا است و آشکار کننده احساسات درونی و درخواستهای باطنی در قالب کلمات و در این میان، دعای فرزند برای پدر و مادر نشان دهنده محبت قلبی و زنده بودن یاد آنان در دل فرزندان است، و قدرشناسی و وفاداری فرزندان نسبت به پدر و مادر در زمان حیات، و پس از مرگ آنها می باشد.

چنانچه خداوند مهربان فرموده است: بگو، پروردگار را همانگونه که آنها را در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار داده است(اسراء 24).

دعا برای پدر و مادر در کنار دعا برای خود و دیگران، از اخلاق پسندیده پیامبران و بزرگان می باشد، در قرآن مجید از زبان حضرت نوح(ع) می خوانیم: پروردگارا مرا و پدر و مادرم را بیامرز(نوح 28).

پس اگر فرند هر وقتی که بخواهد همیشه پدر و مادرش در یادش بماند(چه قبل یا بعد از مرگ و یا در هنگام غریبی) دعا کند و همیشه از خداوند منان طلب آمرزش آنان کند و شاکر باشد.

آثار احسان و نیکی به پدر و مادر و انفاق به آنان:

خداوند متعال علاوه بر اینکه(دنیا) شرایط رشد، پیشرفت و گشایش روزی را برای کسانی که به پدر و مادر خویش احسان می کند، فراهم می سازد، در (آخرت) نیز از گناهان و از کارهای زشت آنان میگذرد و بهترین اعمال آنان را مورد پذیرش قرار می دهد، به عبارت دیگر، خداوند بهترین اعمال آنان را معیار رسیدگی به حساب آنان قرار می دهد و بقیه اعمال ناقص آنان را نیز به حساب اعمال خوب آنان می پذرید(تفسیر نمونه ج2 ص 33 و آنان را در میان بهشتیان جای میدهد، چنانچه قرآن مجید می فرماید: آنها کسانی هستند که ما بهترین اعمالشان را قبول می کنیم و از گناهانشان می گذریم و در میان بهشتیان جای دارند(احقاف 16) و همچنین آیه های زیادی آمده است در مورد نیکی به پدر و مادر مانند سوره مریم آیه 32 که می فرماید: و مرا(خداوند) نسبت به مادرم نیکو کار قرار داده است.

و همچنین در آیه 14 می فرماید: نسبت به پدر و مادرش نیکوکار بود.

و در سوره نمل آیه 19 می خوانیم: پروردگارا، به من الهام کن که نعمتی که به من و به پدر و مادرم بخشیدی شکر کنم. و همچنین در سوره ابراهیم آیه 41 میخوانیم: پروردگارا، مرا و پدر و مادرم را و مومنان را در روز قیامت ببخشای.

نیکی به پدر و مادر از دیدگاه حدیث و روایات:

چنانکه گذشت در مباحث قبلی که در مورد نیکی به پدر و مادر از دیدگاه قرآن بود، حالا که می بینیم بحث در باره نیکی به پدر و مادر از دیدگاه حدیث و روایات معصومین(ع) است که آنها چه می فرمایند.

1 نیکی کردن به پدر و مادر عمر انسان را طولانی می کند.

رسول خدا(ص) فرمود: هرکه به پدر و مادرش نیکی کند، خوشا بحالش خداوند عمرش را زیاد کرده است(الترغیب والتهذیب 3\137\17).

2 بهشت زیر پای مادران است.

رسول خدا(ص) می فرماید: بهشت در زیر پای مادران است( کنزالعمال 45439).

3 نیکی به مادر بهتر از جهاد در راه خدا:

رسول خدا(ص) فرموده است: به مردی که می خواست در جهاد شرکت کند، اما مادرش مانع او می شد، پیامبر(ص) فرمود: پیش مادرت بمان با بودن در نزد او، همان اجری را داری که با شرکت در جهاد به دست می آوری(کنزالعمال 14569).

 همچنین در حدیث دیگری فرموده است رسول خدا(ص): نیکی به پدر و مادر افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا(معراج السعاده ص 384).

امام زین العابدین(ع) فرمده است: و اما حق مادرت بر تو، این است که بدانی که او تو را در جایی حمل کرده است که هیچ کسی دیگر را حمل نمی کند و از میوه دلش، آن به تو داد که احدی به دیگری نمی دهد و تو را با تمام اعضایش حفظ کرد و اهمیت نمی داد که خود گرسنه باشد، اما تو سیر باشی و خود تشنه باشد، اما تو را سیراب کند و خود برهنه باشد، اما تو را بپوشاند و خود در زیر آفتاب باشد، اما تو را سایه افکند و به خاطر تو خواب را از خود حرام سازد و از گرما و سرما نگاهت دارد، تا تو را داشته باشد و از دست ندهد بنابر این، تو جز با کمک و توفیق الهی، از پس قدردانی او بر نمی آیی(بحارالانوار 74\6\1).

4 نیکی بر والدین خود اگرچه زنده باشد یا مرده:

امام صادق(ع) می فرماید: چه مانعی دارد که یکی از شما به پدر و مادرش، زنده باشد یا مرده، نیکی کند، از طرف آنها نماز بخواند، از جانب آنها صدقه بدهد، از طرف آنها حج بگذارد و از طرف آنها روزه بگیرد، تا ثوابش هم به آنها برسد و هم به همان اندازه برای خودش ثواب منظور شود و خداوند عز وجل به واسطه نیکوکاری وصله او  خیر و برکت برایش بیفزاید(کافی 2\159\7

5 حق پدر بر فرزند:

رسول خدا(ص) در پاسخ به سوال از حق پدر بر فرزندش فرمود: او را به اسم صدا نزند، پیش از او راه نرود، پیش از او ننشیند و برایش دشنام نخرد(کافی 2\159\5).

6 فرزند و دارائی او از آن پدر اوست:

رسول خدا(ص): به مردی که از پدر خود نزد آن حضرت به شکایت آمه بود فرمود: تو و داراییت از آن پدرت هستید(کنزالعمال 45932).

رسول خدا(ص) مردی به ایشان عرض کرد: من برای خود مال و عیالی دارم و پدرم نیز برای خودش مال و عیالی دارد و حالا می خواهد اموال من را بگیرد، فرمود: هم خودت و هم اموالت از آن پدرت هستید(کنزالعمال 45941).

7 نیکی به والدین پس از مرگ آنان:

رسول خدا(ص)فرموده است: سرور نیکوکاران در روز قیامت، مردی است که پس از درگذشت پدر و مادر خود به آنان نیکی کند(بحارالانوار 74\86\100).

رسول خدا(ص) در سفارشی به مردی فرمد: پدر و مادرت را فرمان برو به آنان(زنده باشند یا مرده) نیکی کن و حتی اگر دستور دادند خانواده و دارائیت را رها کنی، این کار را بکن زیرا این جزئی از ایمان است(کافی 2\158\2).

امام باقر(ع) فرموده است: یک وقت هست که بنده در زمان حیات پدر و مادر خود نسبت به آنان نیکوکار است، اما وقتی می میرند نه بدهی آنان را می پردازد و نه به ایشان طلب آمرزش می کند، و یک وقت هم هست که بنده در زمان حیات پدر و مادر خود ناخلف و نافرمان است و به آنان نیکی نمی کند، اما وقتی مردند بدهی های آنان را می پردازد و برای ایشان آمرزش می طلبد. لذا خداوند عز وجل او را نیکو کار می نویسد(کافی 2\163\2).

پیامبر خدا(ص) در پاسخ به سوال نیکی کردن به پدر و مادر پس از فوت آنان فرمود: آری دعا کردن برای آنان، آمرزش خواستن بر ایشان و اجراکردن وصیتهایشان پس از مرگ آنها و صله رحم کردن با خویشان آنها، و احترام گذاشتن به دوستان آنها موجب نیکوکاری است(الترهیب و الترغیب 3\323\32).

8 نیکی به پدر و مادر هرچند بد باشند:

امام باقر(ع) فرموده است: سه چیز است که خداوند عز و جل در باره هیچ یک از آنها اجازه مخالفت نداده است. برگرداندن امانت به ساحبش نیک باشد یا بد، وفای به عهد نیک یا بد، و نیکی به اطاعت از پدر و مادر، نیک باشد یا بد(بحارالانوار 74\56\15).

امام رضا(ع) فرموده است: نیکی به اطاعت از پدر و مادر واجب است اگر چه مشرک باشد. ولی در معصیت خالق از آنان نباید اطاعت کرد(بحارالانوار 74\72\55).

امام صادق(ع) به مردی که پدرش از مخالفان(شیعه) بود فرمود: با آنان خوشرفتاری کن همانگونه که با مسلمانان دوستار ما خوشرفتاری می کنی(بحارالانوار 74\56\14).

9 بالاترین حقی که والدین بر فرزند خود دارد حق اطاعت است:

امیرالمومنین(ع) فرمود: حق پدر بر فرزند این است که در هرچیزی جز در معصیت خداوند، او را اطاعت کند(نهج البلاغه حکمت 3990 ترجمه محمد بهشتی).

این حکم اختصاص به شریعت آسمانی، یعنی اسلامی ندارد، بلکه در تمام شرایع آسمانی به آن تاکید شده است. قرآن مجید احسان به والدین را جزء پیمانهای وظایف بنی اسرائیل شمرده است: (یاد آورید) زمانی را که از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم که جز خداوند یگانه را پرستش نکنید و به پدر و مادر نیکی کنید(بقره 83). یعنی منظور این است که در تمام شرایع آسمانی نیکی به پدر و مادر را جزء واجبات یعنی همردیف اطاعت از خود گفته است خداوند بخشنده مهربان و پیامبرخاتمین(ص).

رسول خدا(ص) فرموده است: نیکویی به پدر و مادر افضل است از نماز و روزه و حج و عمره و جهاد در راه خدا(معراج السعاده ص384).

و در حدیث دیگری فرموده است: هر کس زیارت کند قبر پدر و مادرش را در روز جمعه یا در شب آن یا قبری یکی از پدر و مادر را، برایش حج نیکویی نوشته می شود(مقام پدر و مادر ص72).

10 محبوبترین کارها نزد خداوند:

به نقل از ابن مسعود: پیامبر خدا(ص) در پاسخ به سوال(من) از محبوبترین کارها نزد خداوند متعال فرمود: نماز به وقت، عرض کردم: سپس چه؟ فرمود: نیکی به پدر و مادر(اترغیب والترهیب 3\314\1).

پیامبر خدا فرمود به مردی که نزد ایشان آمد و عرض کرد: آمده ام تا با شما بر حجرت دست بیعت دهم، اما وقتی می آمدم پدر و مادرم گریه می کردن، فرمود: نزد آنان برگرد و آنها را خوشحال و خندان ساز همانگونه که(با آمدنت) گریانشان کردی(الترغیب والتهذیب 3\315\5).

امام رضا(ع) فرمده اند: خداوند عز وجل ... سپاسگذاری از خود و پدر و مادر را فرمان داده است، پس هرکی که از پدر و مادرش سپاسگذاری نکند، از خداوند متعال سپاسگذاری نکرده است.

در اینجا با این حدیث و آن آیات قرآنی بسنده می کنیم و انشاءالله اگر جوانان عزیزمان بخواهن برای مطالعه بیشتر بپردازند به کتابهای ذکر شده مراجعه فرمایند انشاءالله بیشتر از این پیدا خواهند کرد اما موضوع ادامه دارد.

آثار احسان به والدین:

آنچه از آیات و روایات بدست می آید، این است که برخی از کارهای نیک و بد، اثر وضعی دارند،یعنی همانطوری که غم و غصه با آنکه مربوط به فکر و روان است بدن را لاغر و ضعیف می سازد و موجب زخم معده و اختلال دستگاه گوارش می شود، احسان به والدین نیز علاوه بر ثواب آن در آخرت در زندگی دنیا نیز موثر است. در اینجا به برخی از اثرات وضعی ناشی از نیکی به والدین اشاره می کنیم.

1 وسعت روزی: رسول خدا(ص) فرمودند: کسی که خواهان طول عمر و گسترش روزی است، به پدر و مادرش نیکی کند(بحار الانوار میشین ص 147).

رفع فقر و نیازمندی: امام صادق(ع) فرموده است: هرکه به پدر و مادرش نیکی کند، هرگز در زندگی دچار فقر نمی شود(همان ج71 ص 82).

برگرداندن نیکی: امام علی(ع) فرموده است: با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان به شما نیکی کنند (طبرسی،مرزا حسین نور\  مستدرک الوسائیل ج 15 ص 178).

راحتی در حالت مرگ: امام صادق(ع) فرموده است: هرکس دوست دارد خداوند سختی های هنگام مرگ را بر او آسان کند به نزدیکان خود مهربانی کند و به پدر و مادر خویش مهربانی کند(طبرسی،ابوالفضل علی، مشکات الانوار، حیدریه، نجف اشرف ص 147).

نتیجه: نتایجی که از تا اینجا بدست می آید این است که 1 سفارش قرآن به احسان، متوجه فرزندان است نه والدین و دستور احسان به پدر و مادر در قالب امر است ، و در احسان به پدر و مادر فرقی میان آن و مسلمان بودن آن هم شرط نیست 2 احسان به والدین  در کنار توحید و اطاعت از خداوند مطرح است 3 احسان به والدین باید شخصا صورت بگیرد نه با واسطه، فرمان نیکی به والدین مانند فرمان توحید قطعی و نسخ نشدنی است. 4 احترام و کمک رسانی به والدین لازم است هرچند که آنان مخالف، فاجر و حتی کافر باشند. 5 شکرگزاری و دعا به پدر و مادر در برابر شکرگزاری خداوند مهربان است.

احسان به والدین در داستانهای راستان:

1 دلاک و خدمت پدر:

عالم ثقه(شیخ باقر کاظمی) مجاور نجف اشرف از شخص صادقی که دلاک بود نقل کرده که او گفته است: مرا پدر پیری بود که در خدمتگذاری او کوتاهی نمی کردم، حتی برای او آب در مستراح حاضر می کردم و می استادم تا بیرون بیاید، و همیشه مواظب خدمت به او بودم مگر شب چهارشنبه که مسجد سهله می رفتم، تا امام زمان(ع) را ببینم، شب چهارشنبه آخری برای من میسر نشد مگر نزدیک مغریب، پس تنها و شبانه راه افتادم.

ثلث راه باقی مانده بود و شب مهتابی بود، ناگاه شخص اعرابی را دیدم که بر اسبی سوار شده بود و رو به من کرد.

در نفسم گفتم: زود است این عرب مرا برهنه کند، چون به من رسید به زبان محلی عرب با من سخن گفت و از مقصد من پرسید. گفتم: مسجد سهله می روم، فرمود: با تو خوردنی همراه است؟ گفتم: نه، فرمود: دست خود را داخل جیب کن، گفتم چیزی نیست، باز با زبان تندی فرمود: خوردنی داخل جیب تو است، دست در جیب کردم مقداری کشمش یافتم که برای طفل خود خریده بودم و فراموش کردم به فرزندم بدهم.

آنگاه سه مرتبه فرمود: وصیت می کنم پدر پیر خود را خدمت کن آنگاه از نظرم غائب شد. بعد فهمیدم که او امام زمان است، و حضرت حتی راضی نیست که شب چهارشنبه برای رفتن به مسجد سهله، ترک خدمت پدر کنم(منتهی الامال ج2 ص 476 _ نجم ثاقب).

2 رضایت مادر:

رسول خدا(ص)بر بالین جوانی که در حال مرگ بود،حاضر شد و فرمود:ای جوان کلمه تو حید (لا اله الا الله) بر زبان بیاور، جوان زبانش بند آمده بود و قادر به ادای توحید نبود.

پیامبر(ص) خطاب به حاضرین فرمود: آیا مادر این جوان در اینجا حاضر است؟ زنی که در بالای سر جوان استاده بود گفت: آری، من مادر او هستم. رسول خدا(ص) فرمود: آیا تو از فرزندت راضی و خوشنود هستی؟ گفت: نه، من مدت شش سال است که با او حرف نزده ام.

فرمود: ای زن او را حلال کن و از او راضی باش، گفت: برای راضیت خاطر شما او را حلال کردم، خداوند از او راضی باشد.

پیامبر(ص) رو به آن جوان نمود کلمه توحید را به او تلقین نمود، جوان بعد از راضیت مادر زبانش باز شد و به یگانگی خداوند اقرار کرد.

پیامبر(ص) فرمود: ای جوان جه می بینی؟ گفت: مردی بسیار زشت و بدبو را مشاهده می کنم و اکنون گلوی مرا گرفته است، پیامبر(ص) دعایی به این مضمون به جوان یاد داد و فرمود: بخوان،( ای خدایی که عمل آنکه را می پذیری و از گناه و خطای بزرگ درمیگذری از من نیز عمل اندک را بپذیر و از گناه بسیار من درگذر، چرا که تو بخشاینده و مهربانی).

جوان دعارا آموخت و خواند، سپس پیامبر(ص) پرسید، اکنون چه می بینی؟ گفت: اکنون مردی(ملکی) را می بینم که صورت سفید و زیبا و پیکر خوشبو و لباس زیبا برتن دارد و با من خوشرفتاری می کند(بعد از دنیا رحلت کرد).(امالی شیخ طوسی 1\63  _  درسهای از زندگی پیامبر(ص) 116).

نکته: در این داستان جوان هنگام مشغول کار خویش بود، مادر او را صدا می زند و آن جوان اهمیت نمیدهد، مادر مهربان چندین مرتبه صدا می زند، ولی جوان غافل بی دقتی می کند و صدای مادر را نشنیده میگیرد. در آن هنگام مادر با ناراحتی دعا می کند و می گوید خدا از تو راضی نباشد، این دعا باعث می شود که جوان به این بلا بیافتد و هنگام مرگ عذاب بکشد.

3 سه نفر در غار:

پیامبر خدا(ص) فرمودند: سه نفر از بنی اسرائیل با یکدیگر همسفر شدند و به مقصدی روان شدند، در بین راه ابری ظاهر شد و باریدن آغاز نمود، خود را پناهنده به غاری نمودند.

ناگهان سنگی درب غار را گرفت و روز را بر آنان چون شب، ظلمانی ساخت راهی جز آنکه بسوی خدا روند نداشتند. یکی از آنان گفت: خوب است کردار خالص و پاک خود را وسیله قرار دهیم، باشد که نجات یابیم، و هر سه نفر این طرح را قبول کردند. در اینجا یکی پس از دیگری دعا کردند و یکی از آنان چنین دعا کرد و گفت:

خدایا تو میدانی که من پدر و مادر سالخورده داشتم، که از پیری قامتشان خمیده بود، و در همه حال به خدمت آنان مشغول بودم. شبی نزدشان آمدم که خوراک نزد آنان بگذلرم و برگردم، دیدم آنان در حال خوابند، آن شب تا صبح خراک بر دست گرفته نزد آنان بودم و آنان را از خواب بیدار نکردم که آزرده شوند.

پروردگارا، اگر این کار را محض رضای تو انجام دادم. دربسته به روی ما بگشا و ما را رهایی ده، در این هنگام مقدار سنگ باز شد، و آن دو نیز دعای خود را گوفتند و سنگ کاملا از جلوی غار رفت و آنان با دل مملوء از شادی از غار خارج شدند و به سفر خویش ادامه دادند(یکصد موضوع پانصد داستان ص 42\41)

نکته: منظور ما در این داستان، همان جوانی بود که دعا کرد و از خدمت پدر و مادر خویش گفت.

4 ناخوشنودی و خوشنودی مادر:

در بنی اسرائیل عابدی بنام(جریح) که همواره در صومعه(خانقاه) مشغول عبادت بود، روزی مادرش نزد او آمد و او را صدا زد، ولی او مشغول نماز بود و به صدای مادرش اعتنایی نکرد.

مادر به خانه خود باز گشت، بار دیگر پس از ساعتی به صومعه آمد و جریح را صدا کرد. باز جریح به مادر اعتنا نکرد. برای بار سوم به نزد او آمد و او را صدا زد، او بر اثر سرگرم بودن عبادت ، به دعوت مادرش توجه نکرد.

دل مادرش شکست و عرض کرد: خدا یا پسرم را رسوا کن. فردای همان روز، زن بدکاره ای که حامله بود کنار صومعه آن عابد آمد و همانجا زائید و سپس بچه اش را نزد او گذاشت و ادعا کرد که بچه مال عابد است که از راه نامشروع بدنیا آورده است.

این موضوع شایع شد که عابد زنا کرده است، شاه آن عصر فرمان اعدام عابد را صادر کرد، در این هنگام که مردم برای اعدام عابد جمع شده بودند، مادرش آمد و آن را آنگونه رسوا یافت، از شدت ناراحتی به صورت خود زد و گریه کرد.

جریح به مادر رو کرد و گفت: مادرم ساکت باش، نفرین تو مرا به اینجا کشانیده است وگرنه من بی گناه هستم. حاضران به عابد گفتند: از تو نمی پذیریم، مگر اینکه ثابت کنی این نسبتی که به تو می دهند دروغ است. عابد (که در این هنگام مادرش را از خود خوشنود کرده بود) گفت: همان کودکی که به من نسبت می دهند، بیاورید.

آن کودک را آوردند، عابد او را به دست گرفت و گفت: پدرت کیست؟ کودک به زبان گویا گفت: پدرم فلان چوپان است. لذا خداوند آبروی از دست رفته عابد را به جای خود باز گردانید، و دروغ مدعیان فاش شد.

جریح سوگند یادکرد که هیچ گاه از مادر خود جدا نگردد و همواره به او خدمت کند(بحارالانوار ج14ص 487).

 اینجا معلوم می شود که همانطور پیامبر خدا(ص) فرمودند: خدمت پدر و مادر بهتر است از نماز اما نماز را در وقتش بخوانید، لیکن خدمت والدین را هرگز فراموش نکنید.

نتیجه: اما نتیجه کل داستانها این است که انسان یا جوان تا می تواند با پدر و مادر خویش مهربان و متواضع، دلسوز و خدمتگذار آنان باشد، چنان که اگر بخواهید سعادت دنیا و آخرت را، خدمت کنید و مهربان باشید، تا خداوند مهربان در آخرت بهشتی(برای انسان و جوان مهربان و دلسوز و خدمتگذار) هدیه دهد و در این دنیا از همه بلاها دور و امان و به همه نعمتهای خداوند دست یابید.

یاد داشت پدر(نامه):

شادمانی و با خبر شدن پدر از فرند: عزیزم، نور چشمم. حقیقتا نمیدانم چگونه شادی خود را بیان کنم، پس از با خبر شدن از وجود تو، خداوند منان را شکر کرده و دو رکعت نماز شکر بجا آوردم.

بدان که خداوند عز و جل حجت را به همگان تمام خواهد کرد و عده ای راه حق را انتاب خواهند کرد، ولی مهمتر از انتخاب ثابت قدم ماندن در راه است، چرا که ممکن است انسانی راه حق را بیابد و برگزیند، ولی پس از مدتی تاب آن را نداشته و نهایتا پشت به دین خدا کند.

عزیزم، امیدواریم که بتوانیم به وظایف شرعی خود برای رشد معنوی و دنیوی تو عمل نماییم، تا انشاءالله فرد مفیدی برای خدمت به اسلام و خانواده خود بوده و همیشه همراه با عزت و سعادت باشی، انشاءالله. ربنا هبلنا من ازواجنا و ذریاتنا قرت عین واجعلنا للمتقین اماما. ربی هبلی من لدنک ذریتا  طیبتا انک سمیع الدعاء.

خاطرات مادر(نامه):

عزیز من، فرزندم، نمیدانم چگونه و از کجا با تو سخن بگویم، از اینکه تو را مشتاقانه از خدا طلبیدم و آرزو کردم، از اینکه چقدر بی صبرانه منتظر دیدنت هستم تا در آغوش بگیرمت ببوسمت و با تو ساعتها صحبت کنم.

غنچه زیبای من، خیلی منتظرت هستم، منتظر اینکه شکوفه شوی و با عطر وجودت مارا سرمست کنی، مشتاقانه در انتظار به دنیا آمدنت هستم، آوای روح بخش الهی را بر گوش و جانت زمزمه می کنم، دست به لقمه حلال نمی برم مگر اینکه طهارت و وضوء همراهیم کند، لحظاتم را با نام و یاد پروردگار جهانیان و پیامبر خاتم(ص) و چهارده معصوم(ع) نورانی ومعطر می سازم.

از خداوند می خواهم و از تو قول می گیرم تا بنده صالح حق و احیاگر دین خدا گردی. فرزندم، نور چشمم، پاره تنم، دردانه محبوب و دلپزیرم، چگونه برای تو از شادی احساس مادر شدن بگویم، لحظه تولدت از شوق دیدارت، از آمدنت؟ تو آمدی به زندگی ما عطر و رنگ شکری بخشیدی، رنگ گلهای ناز بهشتی، عطر شکوفه های بهاری.

عظمت پروردگار را در ظرایف وجود بی نظیر و دوست داشتنی تو می جویم و خدارا با تمام ذرات هستی ام حمد می گویم، الحمدلله رب العالمین.

عزیزم، سعی می کنم از تو انسانی بسازم که عبد صالحی باشد، فردی که کرامت نفس دارد، تا طریق تقوا به کمالات والا دست یابی و نام عزیز و عظیم از خود بجای گذاری، از خداوند منان می خواهم به اندازه گذشت سالها بر عمرت معرفت و آگاهی نصیب کند و تو را باقیات صالحات پدر و مادرت قرار دهد، اللهم ارزقنی ولدا سالما، صالحا، صدیقا، متقیا، عالما، صبورا، حلیما، حکیما، خاشعا.
+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم دی 1390ساعت 13:12  توسط اعظم مرادیان  |